
عشق یعنی یه حس پاک بچگونه.عشق یعنی خاطره های سبز با هم بودن.عشق یعنی هر شب تا صبح با رویای تو زندگی کردن.عشق یعنی هر روز تا شب دغدغه دوباره دیدنت رو داشتن.عشق یعنی هر هفته منتظر یه هفته ی جدید باشی که شاید صبح دولت عشقت بدمد.عشق یعنی هر بار که بعد عمری میای ناز میکنی و می گی میخوای بری ومی گی حسابی کار داری.عشق یعنی تو هر بار دیدنت فکر کنم که این آخرین باری که این شانس رو داشتم و خدا میدونه بازم از این شانسا دارم یا نه.
عشق یعنی همین تلاش کردن و فکرای بلند پروازانه داشتن.فکرایی برای داشتن ابدی تو.فکرایی برای دیدن همیشگی تو.عشق یعنی که صبح از خواب پاشی و ببینی همه این حرفا وماجراها رو تو خواب و رویای یه شب تابستونی یا پاییزی دیدی!
باورت میشه!؟
عشق یعنی همین.همین تعجب یهویی.همین غیر منتظرگی اتفاق.همین اومدن و رفتن یه باره.همین زندگی عجیب و غریب و حس جوونی . عشق یعنی همین.همین و بس رفیق !!!
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.