دردهایم ...
تا یادم بماند؛
کجا، دست خدا را رها کردم ...!
...
کلمات
این فاصله ها تقصیر تو نیست
تقصیر کلماتی است که کنار هم معنایی ندارند
من _ و _ تو
پس از مرگم
مست...
مست شد... خواست که ساغر شکند! عهد شکست...
فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند، مست...
برای دفعه آخر بیا کمی به عقب(سید مهدی موسوی)
به چشمهای صمیمی، لبان بی رژُ لب
شروع قصه همین بود: پنجره وا شد
و بــی نهــــایت دیوار باقـــــی مطلب
به جستجوی تو رفتم دو سال در باران
و سوختـــم همـه عمر در تشنج و تب
خدا چه کرده به من که پس از دوسال هنوز
ولــــم نمی کند این عشق، عشق لامصّب!
بـــه جای آنکه بگویــــی بـرو خداحافظ
مرا ببوس صمیمانه عشق من: عقرب!
تمام هستی این شعر نعش روباهیست
کــــه در میان دلم گریه کرده از سر شب
قهرمان من، افتخار نسل من
شهید یعنی سرباز یه ملت، شهید یعنی دریادلی باساحل غیرت
قهرمان من، افتخار نسل من...

بی تو

همه شهر مهیاست مبادا که تو را
آتش معرکه بالاست مبادا که تو را
این جماعت همه گرگند مبادا که تو را
پی یک شام بزرگند مبادا که تو را
دانه و دام زیاد است مبادا که تو را
مرد بد نام زیاد است مبادا که تو را
پشت دیوار نشسته اند مبادا که تو را
نا نجیبان همه هستند مبادا که تو را
تا مبادا که تورا باز مبادا که تو را
پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را
دل به دریا زده ای پهنه سراب است نه
برف و کولاک زده راه خراب است نرو
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم
با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم
بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند
این شب وسوسه انگیز مرا می شکند...
بوسه
بر رخش نور ماه مي خنديد
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله يي بي پناه مي خنديد
شرمناك و پر از نيازي گنگ
با نگاهي كه رنگ مستي داشت
در دو چشمش نگاه كردم و گفت
بايد از عشق حاصلي برداشت
سايه يي روي سايه يي خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسي روي گونه يي لغزيد
بوسه يي شعله زد ميان دو لب
پ.ن: روحت شاد فروغ
پ.ن: نگفتمت نرو...
بدون شرح!
ولی... جای خالیتو حس میکنم، کاش میشد دوباره شروع کرد.
ای کاش...
...
تو...
مگر راهی
که مرا
به من می رساند،
دست در دست خویش
همچون گل سرخی
به گل بودن خود شادمان باش...
حق انتخاب
تو نبودی و دسنهای من خالی بود
تنها یک نفر در این میان بود و ...
من حق انخاب نداشتم
حرف دل
دیگه من نیستم با عادتهای قدیم مدیم، واسه تو شروع یه سال جدیده اما واسه من مثل جنگ با همه چی!!!
من تک و تنها و یه دنیا حریفه من، مشکلات آماده باشن واسه رنده شدن...
...
نوروز مبارک

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد. پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند. نوروزتان پیروز
از جنس درد

لرزه هاشونو نديدي تو شباي سرد بهمن
هم ُ تو بغل ميگيرن تا که با سرما بجنگنچشماي معصومشونو ، وقت التماس نديدي
...
"مادرم مريضه آقا" تو اينا رو نَشِنيدي
نشنيدي وقتي که ميگن ، يه سيگار آقا يه دونه
نذارين خواهرم امشب تو گرسنگي بمونه
تو رو قرآن يه گل سرخ ... ازتون که کم نميشه
بخريد آقا تموم شد ،همه بردن آخريشه
سايشونم از خجالت ، ديگه باشون راه نمياد
اعتراضيم ندارند ، ازشون صدا نمياد
قاصدک خبر نداري شب بچه ها درازه
چون نميخوان که تموم شه خواب يه لباس تازه

میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.