شروع

خدایا شروع سخن نامِ توست                      
وجودم به هر لحظه آرامِ توست
دل از نام و یادت بگیرد قرار                          
خوشم چونکه باشی مرا در کنار
 
سلام
ميکسوار در سال 95 دوباره شروع به فعاليت خواهد کرد
زيبا باشيد....زيبا بيانديشيد...زيبا بنگريد

دردهایم ...

برای دردهایم نشانه می گذارم؛

تا یادم بماند؛

کجا، دست خدا را رها کردم ...!

 

...

اخلاق سگیتو بـﮧ جوטּ میخرم اگـﮧ مرامتم مثل سگ باشـﮧ...!!

کلمات

این فاصله ها تقصیر تو نیست

تقصیر کلماتی است که کنار هم معنایی ندارند

من _ و _ تو

پس از مرگم

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد؟ نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟ ولی بسیار مشتاقم، که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی، دَم گرم ِخوشش را بر گلویم سخت بفشارد، و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. بدینسان بشکند در من، سکوت مرگبارم را...

مست...

مست شد... خواست که ساغر شکند! عهد شکست...

فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند، مست...

برای دفعه آخر بیا کمی به عقب(سید مهدی موسوی)

برای دفعه آخــــــر بیا کمـــی بــه عقب

به چشمهای صمیمی، لبان بی رژُ لب

شروع قصه همین بود: پنجره وا شد

و بــی نهــــایت دیوار باقـــــی مطلب

به جستجوی تو رفتم دو سال در باران

و سوختـــم همـه عمر در تشنج و تب

خدا چه کرده به من که پس از دوسال هنوز

ولــــم نمی کند این عشق، عشق لامصّب!

بـــه جای آنکه بگویــــی بـرو خداحافظ

مرا ببوس صمیمانه عشق من: عقرب!

تمام هستی این شعر نعش روباهیست

کــــه در میان دلم گریه کرده از سر شب

قهرمان من، افتخار نسل من

شهید یعنی سرباز یه ملت، شهید یعنی دریادلی باساحل غیرت

قهرمان من، افتخار نسل من...

http://cdn.tabnak.ir/files/fa/news/1392/4/26/272107_757.jpg

بی تو


http://www.mobihop.com/mobile_wallpaper/alone-wallpaper.jpg

همه شهر مهیاست مبادا که تو را

آتش معرکه بالاست مبادا که تو را

این جماعت همه گرگند مبادا که تو را

پی یک شام بزرگند مبادا که تو را

دانه و دام زیاد است مبادا که تو را

مرد بد نام زیاد است مبادا که تو را

پشت دیوار نشسته اند مبادا که تو را

نا نجیبان همه هستند مبادا که تو را

تا مبادا که تورا باز مبادا که تو را

پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را

دل به دریا زده ای پهنه سراب است نه

برف و کولاک زده راه خراب است نرو

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم

با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم

بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند

این شب وسوسه انگیز مرا می شکند...

بوسه

در دو چشمش گناه مي خنديد

بر رخش نور ماه مي خنديد

در گذرگاه آن لبان خموش

شعله يي بي پناه مي خنديد

شرمناك و پر از نيازي گنگ

با نگاهي كه رنگ مستي داشت

در دو چشمش نگاه كردم و گفت

بايد از عشق حاصلي برداشت

سايه يي روي سايه يي خم شد

در نهانگاه رازپرور شب

نفسي روي گونه يي لغزيد

بوسه يي شعله زد ميان دو لب

پ.ن: روحت شاد فروغ

پ.ن: نگفتمت  نرو...


بدون شرح!

همه چی آرومه!   آروم تر از حلزون

ولی... جای خالیتو حس میکنم، کاش میشد دوباره شروع کرد.

ای کاش...

این درسته...

http://iranfunnygroup.ir/mail-file/images/1392/18/jomle/3.jpg

...

دگر آيينه ز من با خبر است ،که اسير شب يلدا شده ام...

تو...

راهی نمانده است
مگر راهی
که مرا
به من می رساند،
دست در دست خویش
همچون گل سرخی
به گل بودن خود شادمان باش...

حق انتخاب

تقصیر من نبود

تو نبودی و دسنهای من خالی بود

تنها یک نفر در این میان بود و ...

من حق انخاب نداشتم

 

حرف دل

1 ماه شد، خوشحالم، خوشحالم چون تونستم

دیگه من نیستم با عادتهای قدیم مدیم، واسه تو شروع یه سال جدیده اما واسه من مثل جنگ با همه چی!!!

من تک و تنها و یه دنیا حریفه من، مشکلات آماده باشن واسه رنده شدن...

...

وقتی پرنده ای زنده است.. مورچه ها را میخورد. وقتی می میرد.... مورچه ها اورا میخورند زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند..... در زندگی هیچ کسی را تحقیر یا ازار نکنید. شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد زمان از شما قدرتمندتر است یک درخت میلیون ها چوب کبریت را میسازد... اما وقتی زمانش برسد..... فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها درخت کافیست.... پس خوب باشید و خوبی کنید.

نوروز مبارک

http://dari.irib.ir/images/stories/motfargh/noroz/noroz3.bmp

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد. پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند. نوروزتان پیروز


از جنس درد

http://jamejamonline.ir/Media/images/1388/10/14/100863912169.jpg

لرزه هاشونو نديدي تو شباي سرد بهمن

هم ُ تو بغل ميگيرن تا که با سرما بجنگن

چشماي معصومشونو ، وقت التماس نديدي
...
"مادرم مريضه آقا" تو اينا رو نَشِنيدي

نشنيدي وقتي که ميگن ، يه سيگار آقا يه دونه

نذارين خواهرم امشب تو گرسنگي بمونه

تو رو قرآن يه گل سرخ ... ازتون که کم نميشه

بخريد آقا تموم شد ،همه بردن آخريشه

سايشونم از خجالت ، ديگه باشون راه نمياد

اعتراضيم ندارند ، ازشون صدا نمياد

قاصدک خبر نداري شب بچه ها درازه

چون نميخوان که تموم شه خواب يه لباس تازه


زمان

اگر عشق عشق باشد، زمان حرف احمقانه ای است.

                                                                                     فروغ فرخزاد