با من بمان ... نرو!!!!
آوای سکوت را می شنوی بر گستره ی پهن دشت تنهاییم؟
بیا ...!!
بیا تا وسعت درد را نشانت دهم
بیا تا خلوت شبانه ام به حضورت عطرآگین شود
با من بمان!!!
چشمانت چقدر شبیه آسمان است
تو بزرگی و بی انتها
و من به راحتی گم می شوم در تو
نکند در بزرگی ات مرا یاد ببری
و این تن رنجور را بسپاری به غبار جاده های خاک آلود غربت
با من بمان .... نرو!!!!
« پریزاد »
+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر ۱۳۸۸ ساعت 20 توسط پریزاد
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.