آهای آقا ...
بله شما ... شمایی که اون تو داری من و نگاه می کنی، تویی که مهندسی، دانش آموزی یا هر کس دیگه ای که هستی من و ببین من کاوه ام، کارم اینه که کاری کنم که کارا درست پیش بره، شما هم  بهتره حالا که اومدی اینجا یک لبخند  بزنی، همیشه میشه خندید، همیشه میشه شاد بود، همیشه میشه شادی کرد، همیشه میشه لبخند زد، پس بخند ... نمی دونم چرا دارم لبخند می زنم ولی می زنم.

آهای خانم ...
بله خودتون ... شما هم باید بخندی، اینجا همه باید لبخند بزنن ... آخ آخ آخ شما هم مشکلات دارید، منم مشکلات دارم ولی ببین می خندم ... خانم، شمایی که دانشجویی، شمایی که دوست داری موفق باشی، شمایی که دوست داری همه کاره ی یه جایی بشی، همیشه موفقیت با لبخند شروع میشه، پس بخند، بخند که این لحظه تکرار نشدنیه ...

آهای آقا ... بلند بخند ... آهای خانم ... بلند بخند ... به زمین خوردن یه آدمک بخند، به رهایی یک قاصدک بخند، به من بخند، به خودت بخند ... همه زود باشید، کامنت مهم نیست، اینجا ایستگاه لبخنده، لبخند بزن، زود باش بخند ...

کاوه نوشت:
۱.     مهیار دسترسی من هنوز محدود ه ...
۲.     مهیار به نوشتم دست نزن :) ...
۳.     مهیار شکلک ها رو بر ندار ...
۴.     مهیار ...
۵.     مهیار ..
۶.     مهیار .
۷.     :)