دیشب اومد...
دیشب اومد بغلم کرد
مثل اون روزای اول ، ناآرام
مثل روزای اول ، عاشق
مثل روزای اول ، وحشی
مثل روزای اول به هم پیچیدیم و پیچیدیم و پیچیدیم ...
آخرش منو بوسید و گفت : " جوان شدم " ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ ساعت 0 توسط مهیار بهروزنیا
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.