دانستم..!
حذف شد....
...........................
چقدر بد که گاهی یادم می رود
ولی خوب تر که خیلی زود یادم می آید
اتفاقی نیافتاده که جوانمرد..!!
حالا فهمیدم و پیداش کردم آنچه را تو این همه وقت نشانم می دادی و من نمی دیدم...
چقدر خوب است که آدم واقعا بفهمد و خدا یک هو عین دیشب پرده را یک لحظه کنار بزند و خوبی تو را نشان اش بدهد... و یک باره تمام آن تلخی ها فراموش اش شود و بگوید واقعا مهم نیست... پیش می آید ... و هی که بیشتر نگاه کند بیشتر متوجه خوبی های تو شود... و چه لذت بخش است بال گشودن در همان آسمانی که تو بارها تجربه اش کرده ای با پرواز ات .. حالا دست های من در دست های خداست .. و این آسوده خاطرم می کند... و این امتحان ها که یک به یک شان را سربلند بیرون می آیم و خدا که با آن صورت قشنگ اش لبخند می زند... حالا می دانم .. می دانم ..
..................................................................
آنک من ام
میخ صلیب از کف دستان به دندان برکنده
آنک من ام
پا بر صلیب باژگون نهاده
باقامتی
به بلندی
فریـاد!
- استاد شاملو -
پ.ن: اين شب تاريك است ... اما مرا از آن هراسي نيست بر دل...!! باور كن!
پ.ن: وقت است چراغ برگيرم!
پ.ن: خوب باش!!
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.