رهسپار
من مهیارم،
غم دارم،
سازگارم با درد
خدای اون بالا هم تنهاییو بم هدیه کرد
سیاهی خطای ناخوانای سرنوشت من
داره سوق میده من و به ارتفاع پست
پس در اصل زندگی برام معنایی نداره
چون ارزشی نداره سرنوشت یه دیوونه
هوای تازه ام من و مسموم میکنه ....
سیاهی شب من و محکوم کرده ....
دیگه من به خیابون، خیابون به من
شده آلوده !!!
جای تغییری نیست.این تو زندگیم یه قانون
بیا عوضی...
وسعت درد من و ببین
نمیخواد مرحمی واسه زخمم بشی
یه دنیا درد تو سینه دارم و میرم جلو
رویا های قشنگ دیروز، واسم وارونه شد
همین...
پ.ن: رها جان نظرات و دیر چک کردم اگه اشکال نداره مطلبت و دیر تر میزارم.ممنون واسه نوشته های زیبات.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۸ ساعت 20 توسط مهیار بهروزنیا
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.