ببخشیم...
ببخشیم :
اگر قادریم که زخم را حس کنیم٬ توان درمان آن را هم در خود داریم.اگر کسی ما را اذیت کند٬نا امید کند٬عصبانی کند و یا به نحوی دیگر به ما صدمه بزند ما هم در ایجاد آن می توانیم شرکت فعال داشته با شیم.
و این به این معنی نیست که کاری که آنها کرده اند صحیح بوده و یا قابل بخشش است٬ نه اینطور نبوده و نخواهد بود.
ولی بهتیرین تدبیر ما اینست که از کنار آن بگذریم.و آن صدمه ای که ما دریافت می کنیم تا حدی که ما بخواهیم آنرا تجربه کنیم ازآن مامی باشد.
پس تصمیم که آنرا با بخشش کمتر تجربه کنیم.خود احساس بخشش٬ بیشتر برای خود ما نسبت به کسی و یا وضعیتی که بخشیده شده مفید است.
پس با تمام توان آن را امتحان کنیم.هر چه زمان بخشش را به تعوی بیاندازیم بیشتر قربانی گناه اصلی می شویم
مهم نیست اعمال دیگران تا چه حدی نسبت به ما عمدا آسیب رسان و مضر بوده.
این بخشش ما است که نشان که ما نمی خواهیم در قربانی شدن
خو دمان شریک شویم . این موضوع یک تدبیر قدرتمندی است
ببخشیم تا زندگی خود را مثبت تر٬ سازنده تر و رضایت بخش تر سازیم.
با بخش٬می توانیم پلهائی را که باید ازآن به سوی کمال انسانیت خود عبور کنیم٬ همچنان مسقر نگه داریم.
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.