بعضی اوقات می شینی و به زندگیت نگاه می کنی و دلت می خواد توش یه چیز مهم پیدا کنی اما هر چقدر به مغزت فشار میاری ، هر چقدر فکر می کنی ، هیچی یادت نمیاد ! هیچ چیز مهمی پیدا نمی کنی ، " هیچی به معنای واقعی " ! و دلت می خواد که باور نکنی و باز هم می گردی و می گردی و می گردی ! اما نیست ، هیچی نیست و انتهای همه ی ِ گشتن هات به یک " هیچ ِ " محض ختم میشه !!! و با خودت میگی که کاش بود ، کاش حداقل یه چیزی بود هر چقد کوچیک ، هر چقد ناچیز !!!!

به دیگران نگاه می کنی و حسود میشی ! دلت می خواد جای اونا باشی ، به اونا نگاه می کنی و می بینی که اونا همه چی دارن ، همه چی !! و می بینی که شادن ، که خوشحالن ، که می خندن ! حتی شده گاهی می خندن ، که گاهی از ته دل می خندن ، هر چند کوچک و واحد !!! حسود می شی و دلت می خواد که تو هم اونا رو داشته باشی ، که حداقل سهم کمی از اونا رو داشته باشی ! و حداقل گاهی ، فقط گاهی بخندی ، از ته دل بخندی ! اما نمیشه ، اما نیست ! و آرزو می کنی ، بارها و بارها آرزو می کنی اما انگار نمیشه ، که نباید بشه !

و سعی می کنی که بدست بیاری حداقل مقدار کمی از اون رو ، اما بدست نمیاری ! هیچوقت ! و این حقیقت رو درک می کنی که سعی کردن برای بدست آوردن " نداشته ها " ، چیزهایی که از اول نداشتی ، که هیچوقت نداشتی به هیچ جا نمیرسه !!! هیچوقت تلاش هات به هیچ جا نمی رسه ...

و با خودت هر لحظه و هر جا آرزوی مرگ می کنی ! آرزوی خلاصی ! و هر شب با آرزوی بیدار نشدن تا همیشه می خوابی ...اما هر صبح بیدار میشی ، خورشید رو می بینی ، نفس می کشی ، درد می کشی و رنج می بری و می فهمی که هنوز زنده ایی ، که هنوز محکومی ! و باید که ادامه بدی و باید هر روز و هر روز بمیری و زنده بشی و زجر بکشی ! از نبودن ها ، از نداشتن ها !

---

گاهی اوقات اینجوری میشه ، یعنی زندگی باید اینجوری بشه ، که تنها بشی !!! اما گاهی حالت از خودت و زندگیت بهم می خوره که همیشه همینه ، که همیشه تنهایی !!! از اول زندگیم این بود تا همین امروز تا همون فردا و فردا هاش ... تنها ، تنها ، تنها تر ...

---

گاهی که میگم خوبم ، گاهی که دردام رو جسمی نشون میدم ، که گاهی دروغ میگم که دردام از روحم نیست ، که گاهی لبخند میزنم و سوق ِ ت میدم سمت راه ِ خودت یعنی بیا ، یعنی بشین ، یعنی من گریه کنم و تو حرف بزن ، یعنی من هق هق کنم و تو تضمین کن که من تنها نیستم که تو هستی ... که تو تا همیشه هستی ... که تو تا همیشه یه رفیق واقعی هستی ...

---

اینو همیشه یادت باشه که من هم گاهی خسته میشم و دیگه نمی تونم تحمل کنم و نقابم رو میذارم کنار و گریه می کنم !!! اینو همیشه یادت باشه چه با من باشی و چه نباشی تا همیشه جات جای همون رفیق ِ شفیق ِ عزیزه که من چه بهم پشت کنه چه نه ، آرزوم شادی و لبخند اونه !!!