خاطره شدی
خاطره شدی
تو هم...
آروم آروم...
رو دیوارای تاریک ذهنم
تصویر تو رو آویختم...
و چند صباحی...
با یادت گریه کردم
و دیگه هیچ...
یه روزی از روز ها
وقتی که صبح از خواب بیدار شدم
دیدم که دیگه حتی ذره ای از تو
توی قلبم وجود نداره...
و اونروز خورشید من دوباره از مشرق طلوع کرد!!
تو هم...
آروم آروم...
رو دیوارای تاریک ذهنم
تصویر تو رو آویختم...
و چند صباحی...
با یادت گریه کردم
و دیگه هیچ...
یه روزی از روز ها
وقتی که صبح از خواب بیدار شدم
دیدم که دیگه حتی ذره ای از تو
توی قلبم وجود نداره...
و اونروز خورشید من دوباره از مشرق طلوع کرد!!
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19 توسط مهیار بهروزنیا
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.