باید زنگ بزنم به 110 یا 120 یا هر جای دیگری که به دادم برسد، بیاید مرا نجات دهد.
بلای جانم می شود. بلای جانم شده است...
اگر يك بار بيايند خنجر را بردارند بزنند توي سينه‌ات ، قلبت و تو را لت و پار كنند و بميري ؛ خب يك‌بار اشكال ندارد، مي تواني فراموش كني و نديد بگيري . بار دوم و سوم و....صدم يا حتي هزارم را هم همينطور... ولي خب خدا وكيلي يك آدم چندبار مي تواند بميرد؟
بعد از آخرين بار كه مردم احساس مي‌كنم ديگر تاب خنجر ندارم سرم را برده ام توي لاك خودم كاري هم ندارم.حس بدي است ...
دوم آن‌که برخلاف ضرب‌المثل رايج، ماهي اي را كه امروز از آب مي‌گيري فرق دارد با ديروزي و فرق بيشتري دارد با پريروزي و از اين حرف‌ها.
و در آخر این‌که: دردم نهفته به ز طبيبان مدعي...
آخر هر طبیبی که لایق گفتن درد نیست
اصلا اینها طبیب نیستند که
درد را که درمان نمی کنند هیچ، زخم دیگری هم کنار آن حفر می کنند
باز زمان حافظ ظاهرا اوضاع بهتر بوده....