خسته ام
از تکرار زندگی خسته ام .از این پنجره های بسته خسته ام !
خسته ام از این دقایق بی لبخند . باران ببارد یا نبارد من می روم با دستهایم پلی برای فردا
بسازم . چه می شود نام گلهای باغچه را بخاطر نیاورم ؟ یا اصلا ندانم چه کسی قمریان خسته را
از قاب غمگین پنجره پرداد ؟ خوب می دانم بادبادک بی تاب ترانه ها همیشه بر پشت بام خلوت
خاطره های تو می افتد . دیگر چه فرقی می کند که بدانم باد از کدام طرف می وزد !!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 8 توسط
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.