اگر گفته بودی بمان میدانستم كه باید بمانم
بر روی این زمین در رهگذر تند بادهای آوارگی.
تنها رشته ای كه مرا به جایی بسته بود گسست.
اگر گفته بودی
بمان میدانستم كه باید بمانم. اگر گفته بودی برو میدانستم كه باید بروم. اگر بروم نمیدانم كه چرا؟ اگر بمانم باز
نمیدانم كه چرا؟ و اكنون میان این دونقیض بیچاره ام. كسی كه عشق رهایش میكند بودنش بودنی است كه
نمیداند چگونه باید باشد .
+ نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 14 توسط
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.