در غروب پاییزی تو چه سخت می گذرند از کنار هم روزهای زندگی ام . و چه تلخند لحظاتی که غروب اخرین نشانه های خورشید است . کاش میدیدی که چه بی سرانجام تمام امید من بی پناه و بی گناه تن به قفس می کوبد تا شاید در اخرین لحظات سکوت مرگبار تو از پس ازمون سهمگین انتظار رو سپید به در اید تا شاید طعم تلخ سکوت تو تعبیر خوش خوابهای پر هیاهوی محال من باشد .