دل من سخت شکست
شیشه ای می شکند .....! یک نفر می پرسد : که چرا شیشه شکست ؟ مادرم می گوید : شاید این
رفع بلاست . یک نفر زمزمه کرد : باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان امد . شیشه پنجره را زود شکست ....
کاش امشب که دلم مثل ان شیشه مغرور شکست . عابری خنده کنان می امد .... تکه ای از ان را برمی داشت
مرهمی بر دل تنگم می شد .....اما امشب دیدم هیچ کس هیچ نگفت قصه ام را نشنید ..... از خودم می پرسم
ایا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است ؟ دل من سخت شکست اما .....
هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا ؟ ..........
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 14 توسط
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.