دلم گرفته
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم . شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین
تلنگری می شکند . دلم می خواهد فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریاد
منعکس کند . فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام . دلم به درد می اید
وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم . کاش می شد پرواز کنم پروازی بی انتها تا رسیدن
به ابدیت . کاش میشد در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا کنم . نفرین به بودن وقتی
با درد همراه است .بغض کهنه ای گلویم را می فشارد . به گوشه ای پناه می برم .
کاش اینبار هم کسی اشکهایم را نبیند ........!
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 23 توسط
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.