من نیستم
صبح روزی پشت در می اید و من نیستم
قصه دنیا به سر می اید و من نیستم
یک نفر دلواپسم این پا و ان پا می کند
کاری از من بلکه بر می اید و من نیستم
خواب و بیداری خدایا باز هم سر می رسد
نامه هایم از سفر می اید و من نیستم
در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز
شعر تازه انقدر می اید و من نیستم
بعد ها اطراف جای شب نشینی های من
بوی عشق تازه تر می اید و من نیستم
بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است
عشق روزی رهگذر می اید و من نیستم
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 23 توسط
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.