فالگیری پیر تو را در فنجانم یافت

گفت :

اولین برف که ببارد او می رود و دیگر از او خبری نخواهی یافت

اما ....

برف که امد ردپاهایت روی دلم جان گرفت

و تو ماندی

نه فقط برای این زمستان

برای زنده ماندنم در همه زمستان ها

         ان هم بی تو .......