سیگار داری ؟ ؟ ؟
سیگار داری ؟ ! ! !
می خواهم خاطره دود کنم .
هروز تکرار می شود این بازی - در همان ساعت - همان جا !
خودم را به کوری میزنم تا چشمانت را نبینم
و تو خودت را به کوچه ی غریبگی !
اما هنوز می شناسم
بوی تنت را
سیگار تعارف کردنت را
حتی ....
ببخشید سیگار داری ؟
این بار خودم را دود می کنم
بهتر است انگار .....
+ نوشته شده در جمعه هفتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14 توسط
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.