یاد گرفتم یه وقتایی تنها - یه گوشه ی دور وایسم و با چشمای پر از اشک به کسانی نگاه کنم

که با بهانه های واهی - لحظه های قشنگ رو از روزام میگیرن . یاد گرفتم وقتی بغض مهمون

دقایقم میشه - کسی رو نگاه نکنم و چشم از زمین بر ندارم . وقتی دلم برای کسی تنگ میشه

که با دیگران خوشه - غمگین تو دفترم بنویسم دلم برات تنگه - هر کجا - با هر کی هستی -

شاد باشی فقط مواظب خودت باش . یاد گرفتم وقتی اشک تو چشمام میشینه - اونقدر که

همه چیزو مات میبینم - حرفا مو نیمه کاره بذارم و کنار همه دلنوشته های دلتنگ - دور قطره های

اشکم رو خط بکشم و بعد با دیدن اون همه دایره ذوق کنم و میون گریه بخندم . یعنی تا حالا

کسی به گریه های خودش خندیده !!!

یاد گرفتم وقتی دلم میگیره و دلتنگم - به جای شونه پر مهر و اغوش گرم کسی - سرم رو

به دیوار تکیه بدم و نگاهم فقط به جاده ای باشه که تموم راه رو قدم زنان باهام میاد - بدون اینکه

غمگینی چشمام رو به رخم بکشه . یاد گرفتم از هیچ کس انتظاری نداشته باشم و همچنان

به تنهایی های خودم دل ببندم . اما یه چیزو تازه یاد گرفتم وقتی کسی نمی خواد حتی

برای ثانیه ای به حرفام فکر کنه و باورم کنه - حداقل برای حفظ ارزش و حرمت خودم

سکوت کنم ..... .