آخ که چه قد دلم تنگ شده واسه اون آغوش گرمت؟

هوممممممممممممممممم

اون بوسه هات که آتیشم میزد

الان کجایی؟

حسابی خوشحالی نه؟

هیچ یاده مهیار کردی تو این سالها؟

آسمونم اون جاییم که تو هستی آبیه؟

آدما رو صورتشون نقاب دارن؟

کسی جای منو تو آغوشت پر کرده ؟

نمیدونم که چی شد و چرا اینجوری شد!!!

فقط میدونم که الان منم و من و خودم

اونور داستانم تویی و خودتو آدما

عجیبه چرا یه دفه یادت کردم

اصلا چرا یه دفه باید یاده تو بیفتم

میدونی وقتی فکرش و میکنم میبینم ما خیلی کارهارو زود شروع کردیم رفیق.

چند سالی گذشته...

اما بازم میگم واسم غریبه نیستی

حتی اسمتو میدونم

آره، می دونم

عشق اول

اما نه عشق آخر...