امشب

باز به رسم عهد قدیم

در دایره تاریک فنجان فالم عکس تنهایی و تاریکی افتاده

کور سوئی نور از ته فنجان پیدا !

شاید کور سوی نور نشانی از بازگشت گرم نگاه تو باشد .

باید به سراغ تقویم بروم 

پیدا کنم روزهای سرد و گمشده ام را !

پیدا کنم ان یار قدیمی از دست رفته را در کوچه های نمناک زندگی .

پیدا کنم خود گم کرده ام را در انتهای جاده زندگی .

شاید در ازدحام روزها

پیدا کنم یار سفر رفته ام را 

پیدا کنم درمان تمام دردهای تنهایی و بی کسیم را .

پیدا کنم دوستی را که زیباترین حرف بروی لبانش جاریست

اما تلخ می گرید !

  چرا ؟؟!!!