مستند
شروع شد
اولی میغرید
دومی جیک جیک میکرد
سومی شکلک در میاورد
...
سگه تنها کنار یه درخت نشسته بود و نگاه میکرد
شیر به طرفش اومد
سگه خندید
شیر عصبانی شدو حمله کرد
سگ بی حرکت نشسته بود
...
شیر دندون نداشت
ترجمه: (( دم به کله میکوبد و شقیقه اش دو شقه میشود بی آنکه بداند حلقه ی آتش را....
خواب دیده است.... عقرب عاشق ))
اما سگا با هوش تر از عقربان نه ؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان ۱۳۸۷ ساعت 17 توسط مهیار بهروزنیا
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.