من برای سالهامی نویسم
من برای سالهامی نویسم. سالها بعد که چشمان تو عاشق میشوند.افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود.همیشه یکی بود یکی نبود.در عرض یک دقیقه میشود یک نفر رو خرد کرد.در یک ساعت میشه یک نفرو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر ۱۳۸۷ ساعت 12 توسط مهیار بهروزنیا
|
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.