یک غزل هم نیستم دیوان شعری نازنین

  خواهشی دارم نرو تنهای این تنها ترین!


  مصرع قبلی همان حرف کنار حوض بود

  حوض هم خشکید و رفتی سهم منهم شد همین...


  هی ترک خوردم درون
قاب عکس سردمان

  هی ترک فریا میشد اشک غربت را ببین...


  ... تک درخت سبز بیشه حال
میسوزانمت

  از دل من رفتیو باید همانطور از زمین ...


  نه غزل جای خشونت نیست تخریبش نکن

  پر بکش پرواز کن با روح من با آخرین......


  آخرین بیتم همان آواز زیبا بود .......حیف

  نیستی نام که را آرم به جایت نازنین...