دلتنــــــــــــگم!

دلتنگ چه؟ و که؟ نمیدانم!

اهان شاید دلتنگ خودم !خودم؟؟

کجایی خیلی وقته ازت خبری ندارم .پارسال دوست امسال یه رهـــــــــــگذر!

 

نمیخوای باز مث قدیما دوست بشیم. آخه خیلی وقته نمیشناسمت!

نمیشناسی نه؟حق داری

یادته روزی که خاموشی زدی گفتی اینجا متروکه هست!

باورنکردم گفتم خودت خسته میشی

 

گرچه از اون روز نگهبان سیاهی رو نشوندی  جلو قلبت که هرکسی باچراغی

میخواست وارد بشه

نگهبان میگفت: اینجا تاریکیست بدون نور وارد شوید

خوب معلومه کسی وارد نمیشد

اری خودم تو باعث شدی من تنها بشم .فقط تو!

 

یعنی حرفامو میشنوی؟نمیشه چراغ دلت رو روشن کنی؟

تو که خیلی مهربون بودی. بگرد منو پیدا کن.من یه جایی درونتم.

من, من مهربونتم .من, خود تم

باورم کن من ساده ام.  درکم قابل هضم است

 

خدایا کمک کن خودم من رو پیدا کنه.خیلی وقته گمم کرده.کمکش میکنی؟

 

منتظر یه معجزه ام. ولی به قول مامان:تا آدم خودش نخواد .خدا واسش نمیخواد

ولی فک کنم خودم بخوام. یعنی میشه معجزه بشه؟!

من همون بشم که خیلی وقته گمش کردم

 

پ.ن: خوشحالم به جمعتون اضافه شدم.

پ.ن: پریزاد، نویسنده ی جدید میکسوار شد.

پ.ن: پریزاد به جمع ما خوش اومدی.