سلام سلام سلام به همه دوستای گلم

نمی دونید چقد خوشحالم که دارم واسه میکسوار پست میذارم اول از همه هم از مهیار عزیز مدیر میکسوار تشکر می کنم که این همه بهم لطف کرد

دوست داشتم واسه اولین پستم یه دل نوشته از خودم بذارم یه جور مناجات و درد دل خودمونیه با خدا

امیدوارم خوشتون بیاد.

آخ ...

آغوش تو چه گرم است

نفسهايت بوي ياس مي دهد

بوي دردانه مي دهي انگار

چه مي گويم

دردانه بوي تو مي دهد

چه كيفي دارد آغوش تو

ناز كردن براي تو

گله هاي عاشقانه به دامن نگاهت ريختن

كاش اين لحظه ها تا هميشه جاري بود

كاش هيچ گاه تمام نمي شد

ولي حيف كه زود يادم مي رود

آغوش گرم تو را ...

دل خوش مي كنم به آغوش سرد نگاهي تلخ

و آنگاه كه رانده شدم

شكايت نزد تو مي آورم

و از مهربانيت مي نالم

و اين كه نمي بيني ام...

چه ظالمم

چه خودخواه

كاش يادم نمي رفت

آنچه امروز به تباهيم كشانده

روزي برايش مي جنگيدم

روزي به اندازه جان دوستش داشتم

و به خاطرش كلي به تو التماس كردم

 دل تو هم كه نازك تر از برگ گل است

طاقت گريه ي مرا نداري

و بي تابي ام را نميتواني ببيني

يادم رفته كه اين آستاني كه امروز پناهم داده

روزي به پاي خود تركش گفته بودم ...

چه مهرباني تو

ولي حيف كه زود فراموش مي كنم

اين همه مهرباني تو را ...