من ...
من یک نابغه ام ...
نابغه ام چون مرا آفریدند خدایگانم که باشم، بگذارید بگویم تا کمی به باور های من نزدیک شوید، خداوند می گوید من از جنس او هستم، اگر از آنم پس می توانم خدایی دیگر بسازم، روزی رسید که خدایی ساختم که بت ها را نابود کرد، خدایم قدرتش بیشتر از این باید باشد، خدایی ساختم که خدا را نابود کرد، خدایم باید بیشتر از این باشد، خدایی ساختم که خدا را آفرید و با او یکی شد، خدایم را آنقدر قدرتمند ساختم، که موجودی همچون من آفرید.
من خدا را ساختم ؟! یا خدا من را !؟
کاوه نوشت:
۱. کسانی که نمی توانند درک کنند بهتر است بگذرند، چون آنها را به پوچی خواهد کشاند.
۲. کسانی که درک می کنند، بگذرند چون باور های من گاهی خدایان را به نابودی می کشد.
۳. کسانی که می خوانید، اگر دچار گم گشتگی شدید در ذهنتان به این فکر کنید که تنها جایی که می توانم خدا را از بین ببرم ذهن خواننده است، هر چند باور های من است ولی شما بهتر است این را یک بازی و یک حرکت غیر عادی از یک نابغه فرض کرده و بگذرید.
۴. :)
میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.