تق... تق!!!

شناسنامه ام را طاق زده ام
با صدف های ساحل قانقاریا
هیچ پرنده ای نام پدر را کوچ نکرد
از هر طرف درخت کریسمس که می افتم
سال تحویل نمی شود
با قباله های مسیح تمام جهان را صلیب می کشم
می ترسم از قبیله ی مورچه ها
که شام آخر هی تمام نمی شود
هیچ یدبیضایی از پشت بیضه های مرد بیرون نپرید
می زنم کانال بعدی
تسبیح برای چرخاندن است
بعدی
کلاه شاپو برای گرفتن باج سیبیل
بعدی
که منم
با گسل های زنانه
با گیپور و منجوق
مناره ها را چفت می کنم به خدا
جیغ می کشم
گربه ی روی نقشه می پرد
راه که گم شود
چراغ زنبوری دهان هیچ کندویی را شیرین نخواهد کرد
سیب که افتاد
ایران زیر کرسی بود
جهان می درخشید زیر فرش کاشان
حالا در را باز کن
مورچه ها
اهلی طواف من شده اند.
« ژاله سیفی »
ژاله از دوستان ماست.ژاله شاعر،نویسنده و نقاشه.
سالهای من بی تو به روز شد.بازدید یادتون نره دوستان!

میکس وار، گاهی ترکیبی از یک یا چند رنگ، گاهی ساختاری از یک یا چند فکر، همیشه مهم این نیست که چگونه و چرا، گاهی تنها و تنها، آمیخته شدن ساختار هر فکر با رنگ دلخواهش زیباست.